تبليغاتX
پایگاه دینی،سياسي و اجتماعي آريانا

ارتحال ملكوتي علامه سيد محمد حسين فضل الله را به مسلمانان جهان تسليت ميگوييم

خيابان هاي لبنان و به خصوص مناطق شيعه نشين سياه پوش شده اند، علامه فضل الله که از چند روز پيشتر خبرهاي ضد و نقيضي درباره سلامت وي منتشر شده بود ; صبح روز يکشنبه در سن 75 سالگي در بيمارستان بهمن بيروت درگذشت. ديروزبه گفته شاهدان گروه هايي از مردم در اطراف بيمارستان اجتماع کردند. گروه هاي امل و حزب الله عزاي عمومي اعلام کردند. سعد الحريري، نخست وزير لبنان، در بيانيه اي ضمن تسليت به مناسبت درگذشت علامه محمد حسين فضل الله، مرجع تقليد شيعيان لبنان، اظهار داشت: لبنان با از دست دادن علامه فضل الله، به عنوان يک مرجع ملي و معنوي خود ضربه شديدي را متحمل شد.
سعد الحريري تاکيد کرد: علامه فضل الله نقش بسزايي در تحکيم ارزش هاي حق و عدالت و حمايت از مقاومت در برابر ظلم داشت.  نسل هاي آينده هم چنان از تفکر اسلامي اين عالم برجسته استفاده خواهند کرد.
علامه فضل الله همواره مخالف آشوب داخلي و طايفه اي بود و فتواهايي را در زمينه حرام دانستن اين مساله صادر کرده بود و معتقد بود که مذاکرات بايد تنها راه  حل و فصل مسائل مورد اختلاف باشد.
علامه فضل الله متولد  16 نوامبر سال 1935 ميلادي  نجف بود و پدرش يکي از مجتهدين برجسته لبناني الاصل مقيم شهر نجف  بود. وي دوران تحصيل خود را در اين شهر گذراند. در ميان اساتيد وي علاوه بر پدر و عمويش، نام هايي هم چون آيت الله خويي، سيد محسن حکيم، سيدمحمود شاهرودي (متوفي 1396ق.) شيخ حسين حلي و شيخ صدرا بادکوبه اي به چشم مي خورد.
وي، که نخستين بار در هفده سالگي براي ديدار آشنايان خويش به لبنان رفته بود، در سي و يک سالگي يعني در سال 1966 ميلادي به دعوت انجمن مذهبي "اسره الت آخي" به لبنان رفت و ساکن بيروت شد. فضل الله روزهاي پرتلاطمي را در لبنان گذراند.

 

  تلا ش براي ترور

فضل الله چهار بار ترور شد. ترورهايي که به گفته وي، بعضي از آنان با پشتيباني عربستان و حمايت آمريکا صورت گرفت، چرا که او را مزاحم منافع خويش در منطقه مي دانستند. روايتي که او از ربايش خود مي کند نيز به سال هاي ابتدايي دهه شصت باز مي گردد: "زماني که اسراييل لبنان را (در سال 1982م) اشغال کرد و اين اتفاق که ما از پيش بيم داشتيم اتفاق افتاد من به دعوت جمهوري اسلامي ايران براي شرکت در جشن هاي پيروزي انقلاب در اين کشور به سر مي بردم. در همان جا با شرکت جمعي از علماي شيعه و سني لبناني مساله را بررسي و بيانيه اي صادر و اشغالگري اسراييل را محکوم کرديم و به سرعت آماده بازگشت به لبنان شديم. اما برخلاف انتظار متوجه شديم که بيش تر ورودي هاي بيروت از سوي اسراييلي ها و يا نيروهاي داخلي هم پيمانشان بسته شده است. در تلاش براي رسيدن به بيروت از راه بند امنيتي اسراييلي ها در منطقه شرقي بيروت گذشتيم و ناگهان در دام راه بند نيروهاي کتائب در نزديکي اسراييلي ها افتاديم."
به روايت خود او مردم وضعيت او را ديدند و خبر اسارتش به سرعت منتشر شد، فشارهاي سياسي بالا گرفت و ربايندگان با عذرخواهي از آيت الله فضل الله وي را آزاد نمودند.

 زندگي سياسي

زندگي سياسي و فرهنگي فضل الله پيش از آن که به لبنان برود، در عراق آغاز شده بود. وي در عراق تنها به تحصيل نمي پرداخت. آن گونه که پايگاه اطلاع رساني وي روايت کرده است وي در حوزه نجف فعاليت هايي را پي مي گرفت که چندان در آن جو بسته پذيرفته نبوده است.
وي زماني که تنها 26 سال داشت، به همراه شهيد سيدمحمدباقر صدر و شيخ محمدمهدي شمس الدين مديريت نشريه اي که "جماعت  العلماي" نجف منتشر مي کرد، به عهده داشت.
در همان دوران وي با همراهي شهيد صدر به تاسيس حزب الدعوه اسلاميه عراق همت گماشت تا شيعيان اين کشور صاحب نخستين تشکيلات سياسي خود شوند. پس از آن به بيروت رفت تا در چيزي کمتر از نيم قرن حوزه هاي علميه اي مردانه و زنانه تاسيس کند و صاحب آرايي مناقشه برانگيز در فقه و سياست شود. حيات علامه فضل الله در لبنان را بايد به دو بخش مجزاي سياسي و فقهي تقسيم کرد. فعاليت هاي سياسي وي همراهي و حمايت همه جانبه از جمهوري اسلامي ايران و ارائه آرا و نظراتي بود که حزب الله لبنان در سايه آن رشد نمود و فعاليت هاي فقهي صدور فتاوي و نظرياتي بود که در لبنان و ايران و عراق بسيار چالش برانگيز شد. آرايي که او را تا مرز تفسيق توسط ديگر فقهاي شيعه برد و متهم به اجتهاد در اصول عقايد شد.از جمله نکات پراهميت در زندگي سياسي آيت الله فضل الله روابط وي با امام موسي صدر است. در دوراني که امام موسي صدر در لبنان فعاليت داشت، ميان او و فضل الله فاصله هايي نظري حکم فرما بود.
هدف اصلي امام موسي صدر بيرون آوردن طايفه شيعه از محروميت هاي اجتماعي و فرهنگي و تغيير ساخت روابط اقطاعي حاکم بر اين طايفه بود و در اين راه يا در راه تحقق اين هدف از زير پا گذاشتن برخي آداب و عادات سنتي ابايي نداشت، اما فضل الله - به رغم آن که در حوزه نجف در طبقه متجددان قرار داشت- پايبند شديد هويت و اصالت و مرزبندي ها و انفصال ها بود.
اما حدود چهار دهه بعد، خود علامه بر اين هويت انديشي و همراهي نکردن با امام موسي صدر تاسف مي خورد: "من از برخي سخنان و عناوين و القابي که ايشان (سيدموسي) درباره مقامات ديني مسيحيت (پاپ) ابراز مي کرد، خوشم نمي آمد و معتقد بودم که اينگونه سخنان با برخي آداب و فضاي اسلامي سازگاري ندارد... اما امروز که به گذشته برمي گردم، احساس مي کنم که اگر ما هم در جايگاه سيدموسي بوديم شايد بسياري از کارهاي او را انجام مي داديم." او خود را پس از انتشار رساله با امام موسي صدر مقايسه مي کند: "وضعيت من هم شبيه وضعيت سيدموسي صدر است. من نيز مثل او هدف حملات ظالمانه و شديد مخالفان واقع شدم. من نيز چون او از مخالفان خواسته ام تا با من وارد گفت وگو شوند. آنان هرچه دلشان خواست نوشتند... من به همان جماعت و بلايي گرفتار شدم که سيدموسي گرفتار آن بود."

  حزب الله و فضل الله

علامه فضل الله هنگامي درگذشت که ديگر روابط وي با حزب الله مانند قديم نبود. اگر زماني در پرتو نظرات سياسي او بود که حزب الله رشد کرد و اگر به استثناي سيدحسن نصرالله شمار بسياري از رهبران حزب الله شاگردان او بوده اند، اما در هنگام وفات جز اندکي از بدنه حزب الله از وي تقليد نمي کردند. خود او با رد انتساب به حزب الله و اين که پدر معنوي اين جريان به حساب بيايد، گفته بود: " اغلب اين برادران مبارز و مومن در نمازهاي جمعه و جماعت که به امامت من تشکيل مي شود و يا در درس ها و سخنراني هاي من حاضر مي شوند که اين را تداعي مي کند که من سمت رهبري آنان را به عهده دارم."

 زندگي فلسفي

علامه فضل الله اگرچه تا زمان حيات امام خميني(ره)و پس از آن، در زمان آيت  الله گلپايگاني از انتشار رساله عمليه خودداري کرده بود، اما پس از اين که ديد نمي تواند با نظرات آيت الله اراکي کنار بيايد، اعلام مرجعيت مي کند. وي در اعلام مرجعيت خود احتمالا جانب بسياري از ملاحظات سياسي را نيز نگه مي داشت. چه اين که با وجود اعتقاد به اعلميت سيدمحمد روحاني به خاطر همراهي نکردنش با حکومت ايران هيچ گاه مروج او نشد.
نظريات فضل الله در چند حوزه قابل توجه است. زنان، اختلاف مذاهب و عزاداري هاي مذهبي از موضوعاتي هستند که وي داراي فتاوايي مناقشه برانگيز بود. مثلا وي اعتقاد داشت: "سينه زني سنتي مرسوم که باعث اذيت بدن مي شود اشکال دارد. قمه زني (هم) حرام است... زنجير زني را نيز حرام کرده ام."
او درباره زنان گفته بود: " معتقدم که زن در طول تاريخ مظلوم بوده است;با اينکه عقلش مثل مرد است و توانايي اش مثل توانايي مرد. ولي از صحنه معرفت و تجربه کنار گذاشته شده است و بازيچه و کنيز مرد در نظر گرفته شده است." به همين دليل وي حرف از استقلال بالغه رشيده در نکاح مي زد.
با اين حال مهم ترين مسئله اي که در فتاواي وي جنجال برانگيز شد، مساله شهادت يا وفات حضرت زهرا(س) بود. ظاهرا آن چه موجب اختلاف مي شود، نواري از وي بوده که در آن سند برخي احاديث را داراي مشکل مي داند.
تشکيک وي در شهادت حضرت زهرا(س)، موجي از محکوميت ها را به همراه آورد و آيت الله شيخ جواد تبريزي، مرجع فقيد و حديث شناس قم، با صدور بيانيه اي خواستار راهپيمايي در سالگرد رحلت حضرت زهرا(س) شد. از آن پس همه ساله اين آيين برگزار مي شود.
اينک آيات عظام وحيد خراساني و صافي گلپايگاني باني اين راهپيمايي آييني هستند. آيت الله فاضل لنکراني نيز در آن زمان که در قيد حيات بود، يک بار علي رغم بيماري در اين راهپيمايي شرکت نمود.
اين مناقشه سبب شد تا روند تثبيت مرجعيت علامه فضل الله در نيمه راه بماند و مقلدان او از لبنان فراتر نروند. آيت الله سيدمحمدحسين فضل الله در حالي درگذشت که کوله باري از تجارب سياسي و شماري از فتاواي مناقشه برانگيز فقهي را به همراه خود داشت.

 محور  وحدت

درباب علا مه فضل الله و اوضاع سياسي لبنان بايد گفت: صلح و گفتمان امروز اين کشور مرهون فعاليت ها و تلا ش هاي افرادي همچون وي، امام موسي صدر است. اگر تلا ش هاي وحدت محور علماي لبنان به ويژه فق هاي شيعه در يک سير تاريخي که علا مه فضل الله  و امام موسي صدر نبود امروز لبنان يا وجود نداشت يا شاهد درگيري هاي داخلي  بود. هشدارهاي مقام هاي مذهبي و سياسي مبتني بر احترام متقابل و حاکميت گفتمان آرامش بخش تاثير به سزايي در اجراي دموکراسي در عروس خاورميانه داشت.

منبع: روزنامه مردم سالاري شماره ۲۳۹۵

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در دوشنبه 1389/04/14 ساعت 8:18 |

شهید سید مصطفی کاظمی، فرزند سید گل در سال 1342 در ولایت پروان ولسوالی سرخ پارسا، قریه ی لولنج دیده به جهان گشود. وی ازدواج کرده و دارای 6 فرزند بود. شهید کاظمی تحصیلات خویش را در ولایت کابل آغاز نمود و تا مقطع لیسانس ادامه داد.



 

با آغاز جهاد پر شکوه مردم مسلمان افغانستان بر علیه حکومت دست نشانده ی شوروی و سربازان اشغالگر روسی، در سنگر مبارزه و جهاد قرار گرفت و با شجاعت و درایتی که در دوران جهاد از خود نشان داد به حیث یک فرمانده برازنده و دلیر در پاسداران جهاد اسلامی افغانستان تبارز نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در جمعه 1388/04/05 ساعت 10:41 |
 
زندگینامه ابوالقاسم حسن عنصری بلخی

ابوالقاسم حسن عنصری بلخی (وفات سال ۴۳۱ هجری قمری)، فرزند احمد، از شعرای فارسی سرا بود.

عنصری در بلخ به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی به کار بازرگانی اشتغال یافت. عنصری در کار تجارت چندان موفق نشد و در یکی از سفرها اموالش توسط راهزنان غارت شد؛ پس به ناچار باز به فکر تحصیل افتاد.

عنصری توسط یکی از برادران سلطان محمود به دربارغزنویان راه یافت و پس از گذشت زمان کوتاهی عنوان ملکالشعرایی دربار را از آن خود کرد و در رأس حدود چهارصد نفر از سخنوران و شاعران قرار گرفت. عنصری در دربار محمود چنان ثروتی جمع کرد که زبانزد شعرای بعدی گشت، چنانچه خاقانی شروانی در این باره گفته است: «شنیدم که از نقره زد دیگدان / ز زر ساخت آلات خوان عنصری».

میگویند که دیوان شعر عنصری مشتمل بر سی هزار بیت بوده است، که در اثر گذشت زمان از بین رفته است، ولی آثار پراکنده بسیاری از انواع شعر پارسی از وی بجای مانده و در دست است.


+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در جمعه 1388/04/05 ساعت 9:34 |

براي نويسنده حقيقتاً دشوار بلكه محال است كه در باره ي مقام علمي يكي از بزرگان علم فقه،استاد بارع ،محقق عظيم الشاءن از بزرگان شيعه ،به طور جامع وهمه جانبه سخن بگويد.از باب معروف كه گفه اند:

 

 

اگر چه آب دريا را نتوان كشيد ولي به قدر تشنگي بايد چشيد.

دراين مجال پيش آمده سعي مي كنم يادي كنم از يكي از آن بزرگان علم واز شخصيت اوآنچه را كه از ديگران درباره ايشان خوانده و شنيده ام و در طول مدت معاشرت با ايشان ديده ام گزارش بدهم.

 او عالم بزرگ ودانشمند محقق حضرت آيت الله الحاج شيخ محمد اسحاق فياض يكي از علمأ بزرگ افغاني و مراجع نجف مد ظله است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در پنجشنبه 1388/04/04 ساعت 8:23 |

محمد اقبال لاهوري متولد 22 فوريه 1873 ميلادی (به رواياتي 1875، 1894 ميلادی) مصادف با سوم اسفند در شهر سيالكوت از ايالت پنجاب هند و متوفي به اول ارديبهشت 1317 هـ.ش (20 صفر 1357، 21 آوريل 1938 ميلادی)، تحصيلات خود را ابتدا، به رسم معمول زمان، با آموختن قرآن كريم در مكتبخانه شروع كرد. پس از اتمام دورة مكتبخانه وارد كالج آسيايي اسكاچ شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در آنجا گذرانيد. در همين ايام سرودن شعر را آغاز كرد. بعد از پايان اين دوره، در رشتة فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت ‏نام كرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دورة فوق‏ ليسانس اين رشته را با احراز رتبة اول در دانشگاه پنجاب به پايان رساند، موفق به دريافت يك قطعه مدال علمي گرديد، و در رشته هاي تاريخ، فلسفه، و علوم به استادي برگزيده شد. در همين حال، فراگيري زبان فارسي و عربي را نيز وجهة همت خويش قرار داد. اقبال، كه در عرصة شعر و ادب در شبه قاره از نوادر به شمار مي‏رود، سروده‏هاي خود را در خدمت بيداري و آگاهي توده‏ها و دميدن روح آزادي در ملل اسلامي و بيدار ساختن آنان از خواب گران قرار داد. "نالة يتيم" اولين اثر وي بود كه آن را در سال 1899 ميلادی در جلسة ساليانه انجمن حمايت ‏الاسلام در لاهور خواند. سال بعد در همين انجمن منظومة ديگري را با عنوان خطاب يتيم به هلال عيد فطر قرائت كرد كه باعث شهرت وي شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در پنجشنبه 1388/04/04 ساعت 8:13 |

فیض محمد فرزند سعید محمد و نواسه خــدا داد . در یک خانواده دهقان در دهکده زرد سنگ ولسوالی قره باغ ولایت غزنی در سال ( 1279 ق ) به دنیا آمد.  علوم متداوله را در زاد گاهش نزد علما و فضلا محل و مسا جد قریه ا ش فرا گرفته و پس از حا د ثه خا نه جنگی د ر قره باغ رهسپار ولایت قندهارگردیده و در آن شهر به تحصیل پردا خت در سال ( 1305 ) دو باره به وطن بازگشت و تا سال ( 1310 ) بــه اکتساب علوم و دانش مصروف شد . بدین ترتیب کاتب در غزنی، قندهار، لاهور وکابل به تحصیل پرداخته بود و به علوم مختلف دسترسی پیدا کـــــــــرده بود. کاتب بزبانهای دری، پشتو، عربی، اردو و انگلیسی روان صحبت میکرد.



کــاتب فاضل، ادیب، شخصیت روشنفکر و از جمله مشروطه خواهان اول بود که مدتی را در زندان (شیرپور) کابل به جرم روشنفکری و روشن نگری گذرانده بود، اما به اثر شناختی که حبیب الله خـان از زمان شهزادگی باوی داشت از حبس رها گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 11:58 |

نور الدين‌ عبدالرحمن‌ بن‌ نظام‌ الدين‌ احمد بن‌ محمد جامي‌ ملقب‌ به‌ ابو البركات‌ ومتخلص‌ به‌ جامي‌ از مشهورترين‌ شعراي‌ ادب پارسی دری‌ قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ است‌. وي‌ در سال‌817 ه. ق‌ در خرجرد جام‌ به‌ دنيا آمد و در نوجواني‌ در هرات‌ و سمرقند به‌ فراگيري‌ علوم‌ مختلف‌ پرداخت‌. جامي‌ در جواني‌ سرودن‌ شعر را آغاز كرد و به‌ مناسبت‌ مولد خويش‌ و ارادت‌ به‌ شيخ‌ الاسلام‌ احمد جام‌، تخلص‌ جامي‌ را اختيار نمود. جامي‌ علاوه‌ بر شعر و شاعري‌ در منطق‌، فلسفه‌، حكمت‌ اشراق‌، رياضي‌، طبيعيات‌ و صرف‌ و نحو نيز آگاهي‌ داشت‌ و چندي‌ در طريق‌ تصوف‌ به‌ سير و سلوك‌ پرداخت‌. وي‌ سپس‌ در هرات‌ به‌ خدمت‌ سعد الدين‌ كاشغري‌ از مشايخ‌ بزرگ‌ تصوف‌ و خواجه‌ ناصرالدين‌ عبدا... احرار درآمد و براثر مطالعه‌ و تحقيق‌ در عرفان‌ و تصوف‌ از بزرگان‌ متصوفه‌ آن زمان‌ گشت‌. عبدالرحمن‌ جامي‌ بخشي‌ از زمان‌ شاهرخ و قسمت‌ اعظم‌ سلطنت‌ سلطان‌ حسين‌ بايقرا را درك‌ كرد وبا امير عليشير نوائي معاصر بود. وي‌ پس‌ از اقامت‌ در هرات‌ جز چندسفر كوتاه‌ به‌ مكه‌ ،بغداد، دمشق‌ و تبريز تمام‌ عمر در همين‌ شهر سكونت‌ گزيد و به‌ سير وسلوك‌ پرداخت‌. جامي‌ در طول‌ زندگي‌ خود مورد احترام‌ سلاطين‌ و بزرگان‌ معاصر خود بود و سلطان‌ حسين‌ بايقرا كه‌ پادشاهي‌ اهل‌ ذوق‌ ادبي‌ بود و وزير دانشمندش‌ امير عليشير نوائي‌ او راگرامي‌ مي‌داشتند ، بطوريكه‌ امير عليشير پس‌ از مرگ‌ جامي‌ كتاب‌ (خمسه‌ المتحيرين) را به‌ياد گار او برشته‌ تحرير درآورد. سلطان‌ محمد فاتح‌ پادشاه‌ عثماني‌ نيز به‌ اين‌ شاعر احترام‌ مي ‌گذاشت‌ و حتي‌ از او دعوت‌ كرد به‌ قسطنطنيه‌ سفر كند كه‌ جامي‌ اين‌ دعوت‌ را نپذيرفت‌. عبدالرحمن‌ جامي‌ در فنون‌ مختلف‌ و علوم‌ ديني‌ و تاريخ‌ و ادب‌ از اساتيد زمان‌ خود بود و در شعر به‌ سعدي و حافظ توجه‌ داشت‌ و از سبك‌ ‌نظامي پيروي‌ مي‌ كرد. آثار ادبي‌ جاي‌ اين‌ شاعر را در رديف‌ انوري‌، سعدي‌ ،حافظ، خيام‌، فردوسي‌ و مولانا قرار داده‌ است‌ و وي‌ را مي ‌توان‌ از آخرين‌ شعراي‌ صوفي‌ ادب دری‌ دانست‌ كه‌ به‌ سبك‌ كلاسيك‌ شعرمي ‌سرود است‌. اين‌ عارف‌ بزرگ‌ در سال‌ 898 ه.ق‌ در هرات‌ در گذشت‌ و طي‌ تشييع‌ جنازه‌ اي‌ باشكوه‌ كه‌ سلطان‌ حسين‌ بايقرا شخصا در آن‌ شركت‌ كرد به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

آثار : آثار جامي‌ بالغ‌ بر يكصد كتاب‌ است‌ ، مهم‌ترين‌ اين‌ تأليفات‌ عبارتند از: - ديوان‌ اشعار (شامل‌ سه‌ بخش‌: فاتح‌ الشباب‌ ، واسطه‌العقد، خاتمه‌ الحيات‌) - هفت‌ اورنگ‌ ( به‌ تقليد از خمسه‌ نظامي‌ شامل‌ هفت‌ بخش‌: سلسله‌ الذهب‌، سلامان‌ وابسال‌، تحفه‌ الاحرار، سيحه‌ الاحرار، يوسف‌ و زليخا، ليلي‌ و مجنون‌، خرداد نامه‌اسكندري) - نفحات‌ الانس‌ - بهارستان‌ - لوايح‌ - اشعه‌ اللمعات‌ - تاريخ‌ صوفيان‌ و مذهب‌ آنها - نقدالنصوص‌ في‌ شرح‌ نقش‌ الفصوص‌ ابن‌ عربي‌ - مناسك‌ حج‌ منظوم‌ - مناقب‌ جلال‌ الدين‌ رومي‌ - منشأت

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 11:56 |


کمال الدین بهزاد در حدود سال 1455 م در شهر هرات باستان چشم به جهان گشود وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند ـ در اندک وقت در صورتگری و نقاشی مهارت تمام پیدا می کند ـ در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال 1507 م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول می شود و در سال 1487م کتابدار آن می گردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی میرسد ـ در سال 1512م اسمیعل صفوی هرات را تصرف می نماید و درسال 1520 م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود می برد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد میدهد در سال 1524 م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت می نشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز میگردد ـ

استاد کمال الدین بهزاد بزرگترین مصور و نقاش شرق با لقب مانی ثانی در شرق و رافایل شرق در غرب شهرت دارد یکی از مهمترین ابتکارات وی تغیر چهره های سرد چینی به چهره های زیبا خراسانی در آثار نقاشی می باشد چون پیش از وی تمام آثار منیاتوری به شکل و شمایل چینی ها بود و در ترکیب رنگها در آثار خویش رنگهای زیبای را انتخاب می نمود ـ

استاد کمال الدین بهزاد در سال 1535 م در شهر هرات وفات نموده و در همانجا بخاک سپرده شد.

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 11:46 |

ابونصر فارابی بزرگ ترين فيلسوف دوره اسلامی است. وی در شهر فارياب از نواحی خراسان بزرگ، متولد شد. پدرش از سران سپاه مرزنشين بود. در جوانی طی سفری طولانی و پر رنج به بغداد رفت و نزد استادان بزرگ زمان، به تحصيل منطق و فلسفه يونان پرداخت. پس از اندک زمان، وی که به زبان های فارسی، ترکی، عربی، سريانی و يونانی تسلط کامل داشت، در فهم فلسفه يونان به پايه ای رسيد که او را معلم دوم خواندند. معلم اول ارسطوست و پس از ابونصر ديگر هيچ کس را معلم نگفته اند.
فارابی در راه کسب دانش سختی بسيار تحمل کرد. شب ها در نور چراغ پاسبانان شهر کتاب می خواند و اغلب تا صبح بيدار می ماند. زندگی محدود و محقر او به خوابيدن کنار رودخانه ها و باغ ها گذشت. در همان وضع به نوشتن و خواندن روز می گذراند و شاگردان بسيار خويش را نيز همان جا تعليم می داد. اين محروميت های مادی، اگرچه بيشتر در سال های جوانی بر او تحميل شد اما پس از آن نيز وی با همه دانش و شهرت خويش، هم چنان ساده می زيست. نوشته اند که از سيف الدوله همدانی فاتح دمشق نيز، که او را گرامی می داشت، هر روز بيش از چهار درم که مبلغی بسيار ناچيز بود نمی پذيرفت.
سيف الدوله همدانی در روزگار زندگی ابونصر در دمشق، هنگامی که بواسط تهمت بد دينی از بغداد فراری شده بود، دمشق را گرفت و چون از افراد انگشت شمار آزاد انديش روزگار خود بود، دانشمندانی چون فارابی و شعرا و گويندگانی چون متنيی را پيرامون خود گرد آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 8:56 |

عالم و عــارف مشهور کشــــور شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری ره در سال 396 هجری قمری در کهندژ شهر تاریخی هرات تولد گردید. پدرش ابو منصور محمد که درزمان خود یکی از عالمان و پزهیزگاران و حافظ قرآن وقت بود از راه کار دکانداری امرار معاش می نمود.

خواجه عبدالله انصاری که از آوان خرد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود. تا ده سالــــگی تحت رهنمایی پدر خـــــود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت . زمانی که پدرش کسب و کــار را فرو گذاشت و راهی بلخ گردید و در آنجا سکونت اختیار نمود، خواجه عبدالله بدون سرپرست باقی ماند. اما دوستان پدر وی که از علما عرفا و متصوفین بزرگ بودند اهتمام تعلیم و تربیت او را به عهده گرفته از وی مراقبت می نمودند از این جمله یحیی بن اعمار شیبانی مشهور به خواجه غلتان ولی و شیخ ابو اسمیعل و محمد بن حمزه به صورت اخص قابل تذکر اند.

خواجه عبدالله انصاری به اثر ذکاوت آگاهی و استعداد خود در کمترین زمان بسیاری از علوم دینی وادبی رافرا گرفت و مطالعات عمیقی به عمل آورد که به نام یک عالم و عارف بزرگ مشهور گردید. در سال 417 هجری قمری به منظور آموزش عالی در علوم دینی پرداخت و بار دیگر به سوی وطن عزیمت نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 8:43 |

خرم گلي كه بشكفد از شاخسار علم  

خوش سبزه‎اي كه سر زند از جويبار علم                                           

علامه حيدرقلي فرزند سردار نور محمد خان در هيجدهم محرم 1293 ق. در محله شيعه نشين قزلباشها «چنداول» كابل، طلوع نمود. او يكي از پر فروغ‎ترين اختران حوزه تشيع بود كه شصت سال و اندي از عمر پربركت خويش را در عالم هجرت براي كسب دانش و نشر فرهنگ اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به سر برد و حدود نيم قرن قبل (1372 ق) در باختر مشرق اسلامي يعني ديار «باختران»‌ اين ستاره گمنام از آسمان علم و حكمت غروب نمود.

اينك گوشه‎هايي از زندگي وي را مرور مي‎كنيم:

خاطرات

حيدرقلي كودك چهار ساله بود كه استعمار پير انگليس سايه سياه خود را بر اكثر كشورهاي شرقي و غربي گسترده بود. در همين امر دولتمردان انگليس يكي از مهره‎هاي خطرناك و وابسته به استكبار جهاني را در افغانستان به قدرت رساندند. پس از روي كار كار آمدن «امير عبدالرحمن خان» شاه جنايت پيشه و مزدور دست به طرحي استعماري زد كه عبارت بود از مخالفت و نابودي مذهب جعفري، كه در اين راه از هيچ تلاشي دريغ نورزيد؛ از كشتار دسته جمعي شيعيان گرفته تا تبعيد و به سياهچال انداختن جمعي از رجال شيعي. نور محمدخان كه از سرداران عالي رتبه ارتش محسوب مي‎شد همراه با خانواده‎اش به يكي از ايالات مستعمره بريتانيا (هند شهر تاريخي لاهور) تبعيد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 8:41 |

شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني از شخصيت هاي بزرگ و بي بديل جهان اسلام و تشيع بود  و خدمات بزرگي در راه نشر معارف اهلبيت(ع) انجام دادند. وي از نوابغ و نوادر عصر خويش شمار ميرفت.

تولد

شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني فرزند ملا حسين واعظ اهل ولايت هرات  در سال 1255ق. در مشهد ديده به جهان گشود. پدرش، ملا حسين هراتى علاوه بر تبليغ به تجارت ابريشم نيز مشغول بود. ملا حسين، روحانى وارسته اى بود كه براى گذران زندگى، هماره در بين راه هرات و مشهد، در رفت و آمد بود. وى در سفرهاى تبليغى اش مردم را با احكام اسلامى آشنا مى ساخت. در يكى از همين سفرها، در كاشان ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج چهار پسر به نامهاى نصرالله، محمدرضا، غلامرضا و محمد كاظم (آخوند خراسانى) بود. سرانجام مهر پيشواى هشتم او را به مشهد كشاند تا براى هميشه در شهر شهادت ساكن شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 8:29 |

مولانا ابولمعانی عبدالقادر متخلص به بیدل، شاعر، عارف و صوفي نامدار نیمه دوم سده یازدهم و نیمه نخست سده دوازدهم به احتمال قریب به یقین به سال 1054 هجری در خواجه رواش، اهالی کابل، زاده شد و 79 سال بعد در هند در گذشته. بقول استاد سید محمد داوود حسینی، بیدل از قریه خواجه رواش که بنام محله جغتایی ها، یعنی اقوام بیدل، معروف است زاده شده و بعد از در گذر آن مرد صوفی در هند، بقایای او را بکابل آورده اند.

بیدل از یک عایله سلحشور و سرباز بدنیا آمده است و نیز لقب میرزایی صبغه امیری و شاهزادگی دارد. عموش میرزا قلندر سپاهی دلیر و سلحشور بوده و ورزش را بشدت دوست داشته و هم بعرفان و تصوف میل طبیعی می پرورده . خالوی ،بیدل میرزا ظریف" عالم بزرگ بوده و بیدل شخصاً طوریکه میگویند مرد تنومندی بوده و شاید خیلی قوی و حتی که میگویند عصای آهنین او را که خویش . نوالس. نام گذاشته بوده دو نیم سیر(وزن کابل) وزن داشته و خودش هم غذای زیاد صرف میکرد.

چیزیکه معلوم است بیدل بشدت دشمن مدیحه سرایی بوده است. در ابتدای جوانی نزد اعظم شاه ماموریت داشته و میگویند روزی نزد شاه مذکور ذکری از شاعری بیدل به میان آمد بود و اعظم شاه آرزو کرده بود که اگر بیدل کدام مدیحه بسازد و حاضر کند. همین که این مژده را به بیدل آوردند، بیدل استعفا تقدیم نمود و از ماموریت برای ابد بر آمد. میگویند استعفا نامه خود را بشکل یک رباعی با ینطور یک وضع متواضعانه و صوفیانه تقدیم کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 8:4 |

استاد خليل الله خليلي در سال ۱۲۹۳ خورشيدي در باغ شهر آراي كابل ديده به جهان گشود. در سنين طفوليت والدينش را از دست داد و در نيمه راه، تعليم را رها كرد. او سالهاي را در كابل، كوهستان و بلخ گذرانيد. استاد در پست هاي اساسي زيادي در دواير دولتي افغانستان در داخل و خارج از كشور كار كرد . در اوايل دهه بيست خورشيدي به حيث معاون دانشگاه كابل به كار گماشته شد.

در سال ۱۳۳۰ رئيس مستقل رياست مطبوعات شد و در سال ۱۳۳۲ به حيث مشاور عالي سلطنتي در دربار محمد ظاهر شاه پذيرفته شد. در سالهاي نخستين دهه ۵۰ به عنوان سفير كبير مدتي در عربستان سعودي و سپس در عراق مصروف خدمت بود.

استاد خليلي پس از كودتاي هفت ثور سفارت را ترك و مدتي در اروپا و امريكا به سر برد. اما عشق وطن و وطندار دير آنجا نگذاشتش. استاد پس از آن به پاكستان آمد و در كنار هزاران هموطن آواره اش، مسكن گزيد و در اين دوره آثار زيادي از وي به نشر سپرده شد. استاد خليلي در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصه هاي مختلف هنر، ادب، سياست، فلسفه و عرفان دارد كه بيشتر شان در داخل و خارج از كشور به طبع رسيده است. استاد خليلی نام صاحب مرتبتي در ميان فارسي زبانان كشور همسايه ايران نيز كسب كرده بود. چنانچه مقامات دانشگاهي و حلقه هاي ادبي آنكشور دوبار در طي سالهای ۱۳۳۵ و ۱۳۴۰ از استاد خليلي دعوت نمودند و استاد مورد استقبال فراوان حلقه هاي فرهنگي آن ديار قرار گرفت.

استاد خليل الله خليلی در بهار ۱۳۶۶ خورشيدی در شهر اسلام آباد پاکستان چشم از جهان فرو بست و به جاویدانه گان پیوست. روحش شاد
و يادش گرامي باد.

يكي از اشعار ايشان اين است:

     گوييد به نوروز كه امروز نيايد      در كشور ما غم زدگان ره نگشايد.

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 8:2 |

حکیم ابولقاسم فردوسی ، حماسه سرا و شاعر بزرگ پارسي در سال 329 هجری قمری در روستایی در نزدیکی شهر طوس به دنیا آمد . طول عمر فردوسی را نزدیک به 80 سال دانسته اند، که اکنون حدود هزار سال از تاریخ درگذشت وی می گذرد.
فردوسی اوایل حیات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانید و از همان جوانی شور شاعری در سر داشت . و از همان زمان برای احیای مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ایرانی بسیار کوشید و همین طبع و ذوق شاعری و شور و دلبستگی او بر زنده کردن مفاخر ملی، باعث بوجود آمدن شاهکاری برزگ به نام «شاهنامه» شد .
شاهنامه فردوسی که نزدیک به پنجاه هزار بیت دارد ، مجموعه ای از داستانهای ملی و تاریخ باستانی پادشاهان قدیم ایران و پهلوانان بزرگ سرزمین ماست که کارهای پهلوانی آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگی و شجاعت و دینداری توصیف می کند .
فردوسی پس از آنکه تمام وقت و همت خود را در مدت سی و پنج سال صرف ساختن چنین اثر گرانبهایی کرد ،در پایان کار آن را به سلطان محمود غزنوی که تازه به سلطنت رسیده بود ، عرضه داشت ،
تا شاید از سلطان محمود صله و پاداشی دریافت نماید و باعث ولایت خود شود.سلطان محمود هم نخست وعده داد که شصت هزار دینار به عنوان پاداش و جایزه به فردوسی بپردازد. ولی اندکی بعد از پیمان خود برگشت و تنها شصت هزار درهم یعنی یک دهم مبلغی را که وعده داده بود برای وی فرستاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 7:59 |

 را بعه بلخی

ا ولین شا عره زبا ن دری که د رتذ کره ها ا زا و نا م برد ه شد ه ا ست، رابعه بنت کعبه قزداری میبا شد که همعصر شاعر و ا ستاد شهیر زبان دری رود کی بود و د ر نیمه اول قرن چهارم د ر بلخ حیات داشت ، پدر ا و که شخص فاضل و محترمی بود د ر دوره سلطنت سامانیان در سیستان، قندهار و بلخ حکومت می کرد . تاریخ تولد رابعه در د ست نیست ولی پاره ای از حیات او معلوم است.

ا ین دختر عاقله و دانشمند در ا ثر توجه پد ر تعلیم خوبی ا خذ نموده ، درزبان دری معلو ما ت وسیعی حاصل کرد، و چون قریحه شعری دا شت ، شروع بسرود ن ا شعار شیرین نمود . عشق ایکه رابعه نسبت بیکی ار غلا مان برادر خود در دل میپردازد ، بر سوز و شور اشعارش افزوده آنرا بپایه تکامل رسانید . چون محبوب او غلا می بیش نبود و بنا بر رسومات بی معنی ان عصر رابعه نمیتوانست امید وصال او را داشته باشد ، از زندگی و سعاد ت بکلی نا امید بوده ، یگانه تسلی خاطر حزین او سرود ن اشعار بود ، که در آن احسا سات سوزان و هیجان روحی خود را بیان مینمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 7:57 |

ابوالمجد مجدود بن‌ آدم‌ موسوم‌ به‌ سنائي‌ غزنوي‌ از شعراي‌ معروف‌ قرون‌ پنجم‌ وششم‌ هجري‌ در سال‌ 473 ه.ق‌ در شهر غزنين‌ به‌ دنيا آمد. وي‌ در آغاز جواني‌ شاعري‌ درباري‌ و مداح‌ مسعود بن‌ ابراهيم‌ غزنوي‌ و بهرام‌ شاه‌ بن‌ مسعود بود، ولي‌ پس‌ از سفر به‌ خراسان‌ و اقامت‌ چند ساله‌ در اين‌ ولايت و ملاقات‌ با مشايخ‌ تصوف‌ تغييري‌ اساسي‌ در روحيات‌ و اخلاقيات‌ او ايجاد شد و در نهايت‌ به‌ زهد و انزوا و تأمل‌ در حقايق‌ عرفاني‌ روي‌ آورد. از اين‌ زمان‌ شخصيت‌ حقيقي‌ اين‌ شاعر بزرگ‌ آشكار گشت‌ و به‌ سرودن‌ قصائد معروف‌ خود در زهد و عرفان‌ و وعظ و ايجاد منظومه‌ هاي‌ مشهور پرداخت‌. سنائي‌ در طريقت‌ و سير و سلوك‌ مريد شيخ‌ ابو يوسف‌ يعقوب‌ همداني‌ بود و مولانا جلال‌ الدين‌ رومي با وجود كمال‌ فضل‌ ،خود را از متابعان‌ و پيروان‌ او دانسته‌ است‌.وي‌ يكي‌ از بزرگ‌ترين‌ شاعران‌ ادب پارسی دری و معروف‌ ترين‌ شاعر صوفي‌ و بنيانگذار اين‌ فن‌ بشمارمي‌ رود كه‌ در سبك‌ شعر پارسي‌ و ايجاد تنوع‌ و تجدد در آن‌ نقش‌ بسزائي‌ ايفا نموده‌ است‌.سنائي‌ پس‌ از بازگشت‌ از سفر مكه‌ مدتي‌ در بلخ‌ بسر برد واز آنجا به‌ سرخس‌ و مرو و نيشابور رفت‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 7:55 |

حکیم ناصر خسرو قبادانی بلخی در سال 394 ق در محله قبادیان بلخ چشم به جهان گشود. نخستین تحصیلات خویشرا در زادگاهش به پایان رساند و به کسب علوم طب، موسیقی ، ریاضیات، نجوم و فلسفه با سفر های از نزد علما و دانشمندان عصر خود نیز پرداخت.

ناصر خسرو در سن 28 سالگی به سرودن شعر آغاز کرد و دارای دو دیوان یکی بزبان دری و دیگری به زبان عربی می باشد . ناصر خسرو در دربار سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود راه یافت که از احترام و عزت و مشاغل مهمی در دربار آنان بر خوردار بود ـ

اشعار ناصر خسرو حاوی مطالب و مضامین ستیزنده و پرخاشگر علیه مظالم، روحانیون دنیا پرست و تاریک اندیش و شاهان و سروران استثمار گر و مفت خور است که دهقانان و کارگران و کاسبانرا در ده و شهر مورد استمار قرار میدادند مشاهده این وضع بر روح حساس وی تاثیر نمود و بدین اساس از دربار و جاه و جلال قطع رابطه نمود به روحانیون روی آورد که متسفانه از معاشرت و صحبت با آنها خیلی در رنج و عذاب میشد. چه وی ازین نزدیکی با آنان در میابد که آنان مشتی فاقد از منطق سلیم و سالوس و متعصب، کوتاه نظر و از پادشاهان و انیران و خواجگان بدتر.

ناصر خسرو نا امیدانه مجامع روحانیون را نیز ترک و در سن چهل سالگی برای دریافت حقایق و دانستن حال و احوال مردم زحمتکش مشغول می شود وی به شهر های مختلف همچون خراسان، و هندوستان به سفر های طولانی و پر رنج می پردازد ـ

ناصر خسرو در طول این مسافرتها اثر های علمی و ادبی را برشته تحریر در می آورد که مهمترین آنها سفر نامه، روشنایی نامه و زادالمسافرین است ـ

ناصر خسرو قبادیانی بلخی در سال 448 ق در یمگان بدخشان چشم از جهان پوشید و در همان سر زمین بخاک سپرده شد.

عکس های از آرامگاه ناصر خسرو در یمگان بدخشان

 

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 7:49 |

مردي كه بوي خدا مي‌داد

چهاردهم ثور، در تقويم حماسه و جهاد ياد آور غروب غمناك چشمان پر فروغ آفتابي است كه در تاريك ترين عصر يأس، پرتو اميد مي‌افشاند. در چهاردهم ثور 1365 پرچمدار بزرگ مقاوت و انقلاب بزرگ جهاني اسلام، مجاهد دلسوخته، انديشمند فرهيخته، عالم رباني حجة الاسلام والمسلمين الحاج سيد صفدر علي احساني، در گلران هرات زمزم شهادت را سركشيد. شهيد احساني قلب تپنده‌اي جهاد و مقاومت، آفتاب اميد در دل امت و بازوي توانمند انقلاب بين الملل اسلامي بود.

 

      شهيد احساني همه چيزش خدايي بود و همه چيز را براي خدا مي‌خواست و در تمام صحنه هاي مبارزه و زندگي پر افتخار او، حضور خدارا مي‌توان تماشا كرد. او با انديشه‌اي خدايي، اخلاص و تلاشهاي فوق العاده اش در راه خدا، محبوب ترين شخصيت سياسي_ جهادي شهيدي‌است كه همه مجاهد مردان به او عشق مي‌ورزند و چنين است كه همسنگر ديرينه و وفا دار شهيد احساني، استاد اخلاقي در خاطره اش مي‌نويسد:‌«شهيد حجة الاسلام والمسلمين حاج آقاي احساني در تشكيل(سازمان) نهضت اسلامي همه چيز بود. هم مسؤل بود، هم مدير بود و هم سرباز مجاهد...»

     اين كلام، بغض ها را در گلو مي‌شكند و اشك را به ماتم بزرگ فقدان غمناك چنين انسانهاي وارسته‌‌اي به مهماني مي‌خواند...!

     در اين مجال برآنيم كه گزيده زيستنامه شهيد احساني را بنگاريم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 7:42 |

بدون شک وجود شخصیت‌های بزرگ فکری، علمی، سیاسی، فرهنگی و... نشان‌دهنده غنای فرهنگی یک سرزمین و یک ملت است و ملت‌های متمدن و شایسته همواره از فرزانگان و مفاخر خویش تکریم و تجلیل می‌کنند. تجلیل و بزرگداشت شخصیت‌های یک ملت، از سویی ادای دین در برابر آنان و پاسداشت ارزش‌های ملی و انسانی است و از طرف دیگر تقویت و نهادینه ساختن آن ارزش‌ها و باورها برای نسل آینده آن سرزمین که هر دو لازم و ضروری است.


مردم افغانستان نیز در طول تاریخ خویش شاهد ظهور چهره‌های برجسته و پر افتخار بودند که شهرت و محبوبیت آنان حتی از مرزهای افغانستان فراتر رفته و آنان را به چهره‌های منطقه‌ای و جهانی مبدل ساخته است. سید جمال‌الدین افغانی، محمود طرزی، علامه شهید سید اسماعیل بلخی و... از جمله کسانی‌اند که عمر پر برکت خویش را در راه تأمین عدالت اجتماعی و تحقق و تأمین حقوق انسانی انسان‌ها به سر بردند و برخی از آنان در راستای اندیشه‌های والای انسانی از جان خویش مایه گذاشته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 9:20 |

زندگی و شخصيت

تولد سيد جمال الدين، چنانکه محمد مخزومی از خودش نقل می­کند در 1254ه.ق. است.[1] و اين نقل را ديگر سيره نويسان سيد نيز تأييد کرده­اند، شيخ محمد عبده شاگرد و دوست وفادار سيد، در اين باره می­گويد:  سيد جمال الدين در 1254ه.ق. 1839م. در شهر اسد آباد مركز ولايت«کنر»  در شرق افغانستان زاده شد، در هشت سالگی فراگيری علوم را شروع کرد و در اندک زمان به جهت هوش و استعداد سرشار توانست به بالاترين درجات علمی در علوم مختلف، مانند نحو و صرف، معانی و بيان، تاريخ، تفسير، حديث، فقه و اصول فقه، کلام،عرفان، منطق، حکمت عملی و نظری و ... ، برسد.[2]

  پس از پايان تحصيل اولين سفر سيد آغاز می­شود، اين سفر به هند صورت می­گيرد، سيد در هندوستان با دانش­های جديد اروپايی آشنا می­شود، سيد بعد از اقامت مدتی در هند برای انجام مناسک حج راهی حجاز می­شود و سپس به افغانستان باز می­گردد.[3] او در افغانستان به دربار امير دوست محمد خان می­پيوندد، اين دوره از حيات سيد حدود ده سال طول می­کشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 8:46 |

 

مولانا جلال الدين محمد بلخي؛  فرزند بهاالدين ولد سطان العلماء در ششم ربيع الاول سال ۶۰۴ در روستاي بهاالدين حومه شهر بلخ متولد شد. هنوز بحد رشد نرسيده بود كه پدر او به علت رنجشي كه از سلطان محمد خوارزمشاه پيدا كرده بود شهر و ديار خود راترك كرد و با خاندان خود به عزم حج و زيارت كعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نيشابور به زيارت» عطار «عارف مشهور قرن هفتم شتافت.» او جلال الدين «را ستايش كرد. وكتاب اسرار نامه ئ خود را به او هديه داد.


پدرش از خراسان عزم بغداد كرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصريه عازم مكه شد. وپس از بر آوردن مناسك حج قصد شام كرد و مدتها در آن شهر ماند و در پايان عمر به شهر قونيه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق ميپرداخت.
جلال الدين محمد پس از وي در حالي كه بيش از24 سال از عمرش نمي گذشت بر مسند پدر نشست و به ارشاد خلق پرداخت. در اين هنگام برهان الدين محقق ترمذي كه از تربيت يافتگان پدرش بود, به علت هجوم تاتار به خراسان و ويراني آن سرزمين به قونيه آمد و مولانا او را چون مراد و پيري راه دان برگزيد و پس از فوت اين دانا مدت 5 سال در مدرسه پدر خود به تدريس فقه و ساير علوم دين مشغول شد. تا آنكه در سال 642 هجري به شمس تبريزي برخورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 8:41 |

ابر مرد خرد و دانش                    
پوهنوال دکتور ب . شیوا مل


شیخ الرئیس. حجته الحق. ریس العقلا. شرف الملک ابوعلی سینا (حسین پسر عبدالله حسن پسر علی پسر سینا)


در دنیای امروز کمتر ملتی است که به مفاخر گذشته خود توجه نکند زیرا یکی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی. علمی.فرهنگی.ادبی .سیاسی.اجتماعی و ملی انهاست که این گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سیر زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل برای اینده گان خود به میراث گذ اشته اند که باید انرا گرامی و عزیز داشت و انرا بارور ساخت.


شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا. به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری(مطا بق 980 میلادی ) از پدر بلخی‌ایی بنام عبدالله (از سبب وزیر مالیه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مرکز ماورالنهر و خراسان آن زمان انتقال نموده بود) و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه افشنه از توابع بلخ طفلی چشم به جهان گشودکه نامش را حسین گذاشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 7:59 |
     

(جهانمردی بر خاسته از  دهکده­ی المیتوی جاغوری)

                                                                                              نوشته علی قاسمی

http://aliqasimi.blogfa.com/

علامه الحاج شیخ  محمد علي مدرس افغاني فرزند مرادعلی  در سال 1284 خورشیدی در قریه خربيد المیتو  ولسوالي جاغوري از توابع ولایت غزنی کنونی چشم  به جهان گشود. محمدعلی مدرس درآن زمانیکه اصلا در مناطق دور دست جاغوری  مکاتب رسمی دولتی فعالیت نداشت، تحصیل ابتدائی را  در نزد پدر مرحومش و عالم منطقه مشهور به شیخ خربید فراگرفت و در آغاز نوجوانی همراه با پدرش عازم ایران شد  و در مشهد مقدس رضوي تحصيلات خود را ادامه داد. شرح نظام را نزد اديب اول و ساير متون درسي ادبي را از عالم معروف شيخ محمد تقي هروي مشهور به اديب نيشابوري آموخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در دوشنبه 1388/04/01 ساعت 8:38 |

 

فضانورد

دستاورد

نخستین فضانورد افغان
نخستین فضانورد فارسی‌زبان

ملیت

افغان

وضعیت

بازنشسته

تولد

۱۱ دی ۱۳۳۷
سرده، افغانستان

مشاغل دیگر

خلبان

درجه

سرهنگ

طول
پرواز فضایی

۸ روز و ۲۰ ساعت و ۲۶ دقیقه

تاریخ گزینش

۱۹۸۸ در برنامه اینترکاسموس

ماموریت

سایوز تی‌ام-۶ (پرواز)، سایوز تی‌ام-۵ (فرود)

 

       


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در جمعه 1388/01/07 ساعت 8:49 |