تبليغاتX
پایگاه دینی،سياسي و اجتماعي آريانا - انتخابات رياست جمهوري افغانستان بايدها و نبايدها.

    سيد ميرزاحسين احساني

 پس از سقوط طالبان اينك مردم ما در استانه دومين انتخابات رياست جمهوري قرار دارد انتخاباتي كه براي مردم و كشورما از اهميت زيادي برخوردار است زيرا براي تغيير وضع موجود و گام برداشتن بسوي آينده بهتر انتخابات فرصت مناسبي را فراهم مي‌آورد تا مردم شخص مناسب را براي اداره كشور برگزيند و سرنوشت كشور را براي پنج سال آينده در اختيار او قرار دهد. از اين حهت دقت مردم و انتخاب فرد شايسته فوق العاده مهم و سرنوشت ساز خواهد بود زيرا در اثر انتخاب فرد نا شايست كه سرنوشت كشور و منافع ملي برايش اهميت نداشته باشد در واقع پنج سال فرصت سوزي كرديم و حتي به عقب خواهيم رفت. و از سوي ديگر مردم بايد به طور گسترده در انتخابات شركت نمايند و از اين فرصت به خوبي براي تغيير وضع موجود استفاده نموده و سرنوشت خود شان را رقم بزند.

        باوجود اينكه حكومت افغانستان از سال 1352از نظام شاهي به نظام جمهوري تغيير پيدا كرد اما هيچگاه به معناي واقعي جمهوري نبوده است زيرا مردم درآن هيچ نقشي نداشت. سردار محمد داود اولين رييس جمهور در اثر كودتاي نظامي بر اريكه قدرت تكيه زد و حزب كمونيستي خلق نيز با كودتاي نظامي هفت ثور 1357قدرت را دردست گرفت كه هنوز هم در آتش آن مي‌سوزيم و از آن به بعد كشور روي آرامش به خود نديده است و حكومت مجاهدين هم در شرايط اظطراري بعد از سقوط دولت داكتر نجيب الله با دخالت مستقيم دولت پاكستان و شخص نواز شريف روي كار آمد كه مصالح ملي درآن در نظر گرفته نشده بود و پيامد بسيار ناگواري براي مردم و كشور ما در پي داشت و به نابودي تمامي زير بناهاي كشور منجرشد.

       بعد از سقوط طالبان و تشكيل كنفرانس «بن» مردم اين فرصت را يافت كه در تعيين سرنوشت خويش سهيم باشند و رييس جمهور را مستقيما با رأي خود شان انتخاب كنند. پس از روي كار آمدن دولت كرزي روزنه اميدي در دلهاي مردم شكل گرفت و اين اميدواري را به وجود آورد كه پس از سالها جنگ، ويراني، كشتار و آوارگي مردم روي امنيت و آسايش را ببنينند و با برقراري امنيت پروژه هاي بازسازي كشور به سرعت فعال شده و با ايجاد كار براي مردم از آوراگي در كشورهاي همسايه رهاي يابند.

      باگذشت زمان اين اميد كم كم به يأس تبديل شد ناامني روز به روز بدتر و شديد تر شد. طالبان قدرتمندتر گشته و هر روز تسلطش را به بخشي از كشور گسترش مي‌داد. اين در حالي بود دولت كرزي به دليل تمايلات قومي و علايق قبيلوي با آنها مماشات كرده و تنها نظاره گر قدرت گرفتن طالبان بودند. و اگر نيروهاي اردوي ملي در برخي عملياتهاي نظامي فرماندهان بلند پايه طالبان را دستگير مي‌كردند در كمتر از يك هفته توسط تيم كرزي آزاد مي‌شدند تا دوباره به شرارتهاي شان ادامه بدهند. كشت ترياك در ولايت هلمند و ولايات همجوار رشد چشم گيري يافت كه به كمك طالبان و شركاي دولتي شان مستقيما به كشورهاي ايران، روسيه و كشورهاي اروپايي ترانزيت شود و از اين طريق هم طالبان مصارف نيروهاي شان را تأمين نموده و هم شركاي دولتي شان به پولهاي هنگفت رسيده و به سرمايه هاي كلان دست يابند.

        بازسازي كشور هم با وجود دريافت ملياردها دالر كمك از كشورهاي خارجي تنها به تعمير سرك(جاده) هرات _قندهار_ كابل محدود شده كه آنهم نا تمام مانده است و پلها و پلچكهاي هاي آن بلافاصله پس از باز سازي تخريب گرديد. همچنين پروژه هاي عام المنفعه ديگر علي رغم نا امني فراوان در مناطق جنوبي سرازير شده و مناطق امن در شمال و مركز كشور هم ازآن محروم اند بطوري كه مردم باميان به نشانه اعتراض به كاهگيل نمودن سرك باميان اقدام نمودند. مسير كوتاه جاده قرباغ _ جاغوري سالها است به انتظار اسفالت مانده است. خيابان هاي كابل هم هنوز ويرانه هاي جنگ را بر چهره دارد و دولت تنها با تخريب خانه هاي اهالي شيرپور  و بيجا كردن مردم آن كاخ‌واره هاي بسيار زيبا و مجلل براي دولت مردان و زور مداران بنا كردند. بيكاري بيداد مي‌كند و مردم براي پيدا كردن يك لقمه نان در راه كشورهاي همسايه در مسير راه تلف شده و در كانتينر ها جان مي‌سپارند و دولت مردان خم به ابرو نمي‌آورند.

       بنا براين اكنون كه در آستانه دومين انتخابات رياست جمهوري قرار داريم مردم بايد در انتخاب شان دقت بسيار نموده و بدون تعصبات و گرايشات قومي و زباني شخصي را براي رياست جمهوري برگزينند كه ويژگيهاي ذيل را دارا باشد:

1-   منافع ملي برايش مهمتر از منافع قومي و حزبي باشد و همه اتباع كشور اعم از افغان، تاجيك، هزاره، ازبك، تركمن و بلوچ برايش يكسان باشد و در حصار تعصبات قومي قبيله‌اي نباشد. 

2-      توانايي مديريت كشور و اداره بحران هارا داشته باشد و بتواند امنيت را كه اولين و ضروري ترين نياز مردم ماست فراهم نمايد.

3-   با فساد افسار گسيخته اداري با شجاعت مبارزه نموده و مفسدان اقتصادي و مافياي مواد مخدر و اخلال گران نظم و امنيت را سركوب و ريشه كن نمايد و با مفسدان و اخلال گران معامله و مسامحه ننمايد.

4-   با جذب كمك هاي خارجي پروژه هاي بازسازي را بدون توجه به وابستگي هاي قومي در سراسركشور رونق بخشيده و براي مردم ايجاد اشتغال نمايند.

5-    با تقويت و افزايش نيروهاي پليس و اردوي ملي، كشور را از نيروهاي نظامي خارجي بي نياز كرده و تأمين امنيت را به نيروي داخلي بسپارد.

6-   در مقابل زياده طلبي هاي كشورهاي همسايه مثل پاكستان ايستادگي نموده و به آنها اجازه دخالت در كشور را ندهد و با ديپلماسي فعال نقش مثبت در دنيا و آسيا ايفا نمايد و افغانستان را از نزوا خارج نمايند.

گفتني است كه ممكن است شخصي كه همه اين ويژگي را تمام و كمال دار باشد در بين كانديداهاي موجود براي رياست جمهوري نباشد بنا براين بايد اين ويژگيهارا بطور نسبي در آنها بررسي نمود و شخص مناسبتر را كه به طور نسبي اين خصوصيات را دارد انتخاب نمود.

 

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 8:54 |