تبليغاتX
پایگاه دینی،سياسي و اجتماعي آريانا - ژست وطن پرستانه و ضد غربي حامد كرزي!

در فرهنگ ما ضرب المثلي معروفي است كه مي‌گويد: «گربه براي رضاي خدا موش نمي‌گيرد» ورود نيروهاي غربي به ويژه آمريكا به افغانستان هر چندكه درقالب وبه نام مبارزه با تروريزم و دهشت افكني صورت گرفته اما در واقع براي تأمين منافع ومقاصد سياسي خودشان مي باشد.

         بدون شك آمريكا وكشورهاي عضو ناتو در افغانستان منافعي دارند و يكي از دلايل حضور نظامي آنها در افغانستان علاوه برمبارزه با تروريزم تأمين منافع دراز مدت و اهداف پيدا و پنهان خودشان مي باشند. اين مسأله‌اي واضح ومسلمي است كه همه بر آن واقفيم. آمريكا و متحدانش براي غلبه بر ترويزم، طالبان و القاعده به افغانستان نياز دارند. وازبد حادثه افغانستان نيز عليرغم تاريخ درخشان از زمانيكه به اين نام شناخته مي‌شود به دليل داشتن حاكمان نا لايق و ستمگر در جغرافياي جهاني جزء عقب مانده ترين و فقيرترين كشورهاي جهان سوم شناخته مي شود. متاسفانه اين واقعيتي تلخ و انكار ناپذيري است. بنابراين ما هم براي تأمين امنيت كشور خود و رسيدن به ثبات سياسي و اقتصادي در شرايط فعلي كه همه زير بناهاي اقتصادي كشور نابود شده ونيروي نظامي قابل إتكاء و كار آمد براي تأمين امنيت كشور خود نداريم به حضور و همكاري كشورهاي غربي هم دربخش امنيتي وهم در بعد اقتصادي وباز سازي ويرانه هاي برجا مانده از جنگ و زير بناهاي اقتصادي نياز مبرم داريم.

       لذا دولت افغانستان بايد با سياست مدبرانه و تعامل سازنده ومثبت با جامعه جهاني بخصوص آمريكا از اين همكاري و نيازمندي دوسويه نهايت استفاده را ببرد نه اينكه با شعارهاي ملي گرايانه و ژست وطن پرستانه در رابطة افغانستان با جامعه جهاني تعارض وتنش ايجاد نمود. كه اين تعارض و تنش درنهايت به ضرر افغانستان تمام خواهد شد. چون ما در شرايط فعلي به حضور و همكاري نظامي، سياسي و اقتصادي غرب نياز منديم. بقول مولانا جلال الدين بلخي:

                   آنچه شيران را كند روبه مزاج       احتياج است احتياج است احتياج

چيزي كه لازم و ضروري است قانون مند كردن حضور آنها در افغانستان و همكاري و هماهنگي در عمليات هاي نظامي جهت پيشگيري از تلفات غير نظاميان و بالا بردن توانمندي نيروهاي امنيتي كشورو تدوين برنامه خروج نيروهاي غربي و زمان بندي طبق جدول مشخص در سالهاي آينده است.

       سخنان احساسي و غير ديپلماتيك جناب كرزي نه تنها مشكلي را حل نمي كند بلكه موجب بروز و ظهور مشكلات تازه تر مي‌شود. اين ژست وطن پرستانه و ضد غربي حامدكرزي چنان تصنعي و غير واقعي است كه حتي كودكان نيز آن را باور نمي كنند. گويا جناب كرزي فراموش كرده است كه با هليكوپتر آمريكايي از پاكستان به ارزگان واز آنجا به كابل انتقال داده شد. و با وجود توافق نمايندگان جبهه متحد و مرحوم ظاهر شاه بر سر رياست عبدالستار سيرت بر دولت موقت اصرار وملاحظه آمريكا بود كه جناب كرزي را به تخت رياست جمهوري نشاند.

        آنچه كه ذهن حامد كرزي را مشوش ساخته و او را به پريشان گويي وا مي‌دارد نه حس وطن پرستي بلكه تلاش براي تداوم رياست جمهوري در دوره هاي بعدي است. او سعي مي‌ورزد با به دست گرفتن كنترل كمسيون مستقل انتخابات و كمسيون سمع شكايات پروژه انتخابات رياست جمهوري را در انتخابات پارلماني تكرار وافراد وابسته به خود را وارد پارلمان ساخته وبه تغيير قانون اساسي به نفع خود بپردازد. اگر چنين شود اين آغاز استبداد وپايان دموكراسي در افغانستان بوده و بحرانهاي سياسي واجتماعي نابود كننده را در پي خواهد داشت.

         متهم نمودن سازمان ملل متحد وسفارت خانه هاي كشورهاي غربي به دست داشتن در تقلب انتخابات رياست جمهوري بسيار مضحك وغير مسئولانه است. براي اينكه مجري انتخابات دولت و كمسيون مستقل انتخابات است كه اعضاي آن از سوي رئيس جمهور انتخاب مي شوند. بنابراين اولا تقلب از طرف دولت صورت گرفته و والي ها و ولسوالها نقش مستقيم در تقلب داشتند. و ملت بذل و بخشش ها و گشاده دستي جناب كرزي در ايام نزديك به انتخابات رياست جمهوري را از ياد نبرده است كه براي تمامي ولسوالها موتر(اتومبيل) پرادو  پيشكش مي‌نمود.

ثانيا تقلب سازمان يافته و برنامه ريزي شده به نفع جناب كرزي صورت گرفته نه رقباي وي، و بيش از يك مليون رأي تقلبي به نفع ايشان در صندوقها ريخته شده بود. ظاهرا آقاي رئيس جمهور از تقلب صورت گرفته در انتخابات رياست جمهوري ناراحت نيست بلكه ناراحتي ايشان از إبطال آراي تقلبي به نفع وي بوسيله كمسيون رسيدگي به شكايات انتخاباتي مي باشد. و اين مسأله اورا شديدا نگران ساخته كه انتخابات پارلماني مطابق ميل دولت پيش نرود و نظارت بيشتر از سوي سازمان ملل متحد و كشورهاي غربي بر انتخابات پارلمان، مانع از پروژه تقلب در انتخابات پارلماني گردد. دقيقا به همين دليل است كه بارد فرمان تقنيني رئيس جمهور از سوي پارلمان، وي به شدت عصباني شده و با ژست ملي گرايانه پارلمان را متهم به تبعيت از سفارت خانه هاي خارجي مي‌نمايد. و براي پيشبرد اهداف سياسي خود به هر وسيلة توسل مي‌جويد و تهديد به پيوستن به طالبان مي‌نمايد. هرچند كه در گذشته نيز وي علاقه مندي و ارادت خويش به طالبان را بارها به اثبات رسانده و با آزاد كردن مخفيانه فرماندهان بلند پايه طالبان مثل مُلا داد الله در گذشته و اكبر آغا كه به دليل ربودن شهروندان خارجي در كابل زنداني بود در اين اواخر و برادر خواندن مُلا عمر و تلاش براي خارج نمودن سران طالبان از ليست سياه ملل متحد، تمايل خويش را به نزديكي به طالبان نشان داده است. غافل از اينكه طالبان گروهي غير قابل اعتماد بوده و در صورت به قدرت رسيدن در قدم اول خود وي را به دار مجازات خواهد آويخت چنانكه تا كنون نيز از هيچگونه تلاش براي ترور او فرو گزار نكرده است. تنها نتيجه اين تهديد، ضعيف ساختن موقف دولت در برابر طالبان خواهد بود.

   تهديد كرزي به پيوستن به طالبان پيش از اينكه يك تهديد جدي تلقي شود نشانة در ماندگي و استيصال ايشان است كه سعي مي‌كند هم ضعف ها و كم كاريهاي دولت خود در هشت سال گذشته را به گردن ديگران بياندازد و هم ناكامي خود در مبارزه با فساد اداري و ارتشاء را پوشانده و از پاسخگويي به ملت و جامعه جهاني فرار نمايد.

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در چهارشنبه 1389/01/25 ساعت 7:16 |