تبليغاتX
پایگاه دینی،سياسي و اجتماعي آريانا - علامه فضل الله بزرگ مردي از تبار رسول الله

ارتحال ملكوتي علامه سيد محمد حسين فضل الله را به مسلمانان جهان تسليت ميگوييم

خيابان هاي لبنان و به خصوص مناطق شيعه نشين سياه پوش شده اند، علامه فضل الله که از چند روز پيشتر خبرهاي ضد و نقيضي درباره سلامت وي منتشر شده بود ; صبح روز يکشنبه در سن 75 سالگي در بيمارستان بهمن بيروت درگذشت. ديروزبه گفته شاهدان گروه هايي از مردم در اطراف بيمارستان اجتماع کردند. گروه هاي امل و حزب الله عزاي عمومي اعلام کردند. سعد الحريري، نخست وزير لبنان، در بيانيه اي ضمن تسليت به مناسبت درگذشت علامه محمد حسين فضل الله، مرجع تقليد شيعيان لبنان، اظهار داشت: لبنان با از دست دادن علامه فضل الله، به عنوان يک مرجع ملي و معنوي خود ضربه شديدي را متحمل شد. 

                                     
سعد الحريري تاکيد کرد: علامه فضل الله نقش بسزايي در تحکيم ارزش هاي حق و عدالت و حمايت از مقاومت در برابر ظلم داشت.  نسل هاي آينده هم چنان از تفکر اسلامي اين عالم برجسته استفاده خواهند کرد.
علامه فضل الله همواره مخالف آشوب داخلي و طايفه اي بود و فتواهايي را در زمينه حرام دانستن اين مساله صادر کرده بود و معتقد بود که مذاکرات بايد تنها راه  حل و فصل مسائل مورد اختلاف باشد.
علامه فضل الله متولد  16 نوامبر سال 1935 ميلادي  نجف بود و پدرش يکي از مجتهدين برجسته لبناني الاصل مقيم شهر نجف  بود. وي دوران تحصيل خود را در اين شهر گذراند. در ميان اساتيد وي علاوه بر پدر و عمويش، نام هايي هم چون آيت الله خويي، سيد محسن حکيم، سيدمحمود شاهرودي (متوفي 1396ق.) شيخ حسين حلي و شيخ صدرا بادکوبه اي به چشم مي خورد.
وي، که نخستين بار در هفده سالگي براي ديدار آشنايان خويش به لبنان رفته بود، در سي و يک سالگي يعني در سال 1966 ميلادي به دعوت انجمن مذهبي "اسره الت آخي" به لبنان رفت و ساکن بيروت شد. فضل الله روزهاي پرتلاطمي را در لبنان گذراند.

تلا ش براي ترور

فضل الله چهار بار ترور شد. ترورهايي که به گفته وي، بعضي از آنان با پشتيباني عربستان و حمايت آمريکا صورت گرفت، چرا که او را مزاحم منافع خويش در منطقه مي دانستند. روايتي که او از ربايش خود مي کند نيز به سال هاي ابتدايي دهه شصت باز مي گردد: "زماني که اسراييل لبنان را (در سال 1982م) اشغال کرد و اين اتفاق که ما از پيش بيم داشتيم اتفاق افتاد من به دعوت جمهوري اسلامي ايران براي شرکت در جشن هاي پيروزي انقلاب در اين کشور به سر مي بردم. در همان جا با شرکت جمعي از علماي شيعه و سني لبناني مساله را بررسي و بيانيه اي صادر و اشغالگري اسراييل را محکوم کرديم و به سرعت آماده بازگشت به لبنان شديم. اما برخلاف انتظار متوجه شديم که بيش تر ورودي هاي بيروت از سوي اسراييلي ها و يا نيروهاي داخلي هم پيمانشان بسته شده است. در تلاش براي رسيدن به بيروت از راه بند امنيتي اسراييلي ها در منطقه شرقي بيروت گذشتيم و ناگهان در دام راه بند نيروهاي کتائب در نزديکي اسراييلي ها افتاديم."
به روايت خود او مردم وضعيت او را ديدند و خبر اسارتش به سرعت منتشر شد، فشارهاي سياسي بالا گرفت و ربايندگان با عذرخواهي از آيت الله فضل الله وي را آزاد نمودند.

 زندگي سياسي

زندگي سياسي و فرهنگي فضل الله پيش از آن که به لبنان برود، در عراق آغاز شده بود. وي در عراق تنها به تحصيل نمي پرداخت. آن گونه که پايگاه اطلاع رساني وي روايت کرده است وي در حوزه نجف فعاليت هايي را پي مي گرفت که چندان در آن جو بسته پذيرفته نبوده است.
وي زماني که تنها 26 سال داشت، به همراه شهيد سيدمحمدباقر صدر و شيخ محمدمهدي شمس الدين مديريت نشريه اي که "جماعت  العلماي" نجف منتشر مي کرد، به عهده داشت.
در همان دوران وي با همراهي شهيد صدر به تاسيس حزب الدعوه اسلاميه عراق همت گماشت تا شيعيان اين کشور صاحب نخستين تشکيلات سياسي خود شوند. پس از آن به بيروت رفت تا در چيزي کمتر از نيم قرن حوزه هاي علميه اي مردانه و زنانه تاسيس کند و صاحب آرايي مناقشه برانگيز در فقه و سياست شود. حيات علامه فضل الله در لبنان را بايد به دو بخش مجزاي سياسي و فقهي تقسيم کرد. فعاليت هاي سياسي وي همراهي و حمايت همه جانبه از جمهوري اسلامي ايران و ارائه آرا و نظراتي بود که حزب الله لبنان در سايه آن رشد نمود و فعاليت هاي فقهي صدور فتاوي و نظرياتي بود که در لبنان و ايران و عراق بسيار چالش برانگيز شد. آرايي که او را تا مرز تفسيق توسط ديگر فقهاي شيعه برد و متهم به اجتهاد در اصول عقايد شد.از جمله نکات پراهميت در زندگي سياسي آيت الله فضل الله روابط وي با امام موسي صدر است. در دوراني که امام موسي صدر در لبنان فعاليت داشت، ميان او و فضل الله فاصله هايي نظري حکم فرما بود.
هدف اصلي امام موسي صدر بيرون آوردن طايفه شيعه از محروميت هاي اجتماعي و فرهنگي و تغيير ساخت روابط اقطاعي حاکم بر اين طايفه بود و در اين راه يا در راه تحقق اين هدف از زير پا گذاشتن برخي آداب و عادات سنتي ابايي نداشت، اما فضل الله - به رغم آن که در حوزه نجف در طبقه متجددان قرار داشت- پايبند شديد هويت و اصالت و مرزبندي ها و انفصال ها بود.
اما حدود چهار دهه بعد، خود علامه بر اين هويت انديشي و همراهي نکردن با امام موسي صدر تاسف مي خورد: "من از برخي سخنان و عناوين و القابي که ايشان (سيدموسي) درباره مقامات ديني مسيحيت (پاپ) ابراز مي کرد، خوشم نمي آمد و معتقد بودم که اينگونه سخنان با برخي آداب و فضاي اسلامي سازگاري ندارد... اما امروز که به گذشته برمي گردم، احساس مي کنم که اگر ما هم در جايگاه سيدموسي بوديم شايد بسياري از کارهاي او را انجام مي داديم." او خود را پس از انتشار رساله با امام موسي صدر مقايسه مي کند: "وضعيت من هم شبيه وضعيت سيدموسي صدر است. من نيز مثل او هدف حملات ظالمانه و شديد مخالفان واقع شدم. من نيز چون او از مخالفان خواسته ام تا با من وارد گفت وگو شوند. آنان هرچه دلشان خواست نوشتند... من به همان جماعت و بلايي گرفتار شدم که سيدموسي گرفتار آن بود."

  حزب الله و فضل الله

علامه فضل الله هنگامي درگذشت که ديگر روابط وي با حزب الله مانند قديم نبود. اگر زماني در پرتو نظرات سياسي او بود که حزب الله رشد کرد و اگر به استثناي سيدحسن نصرالله شمار بسياري از رهبران حزب الله شاگردان او بوده اند، اما در هنگام وفات جز اندکي از بدنه حزب الله از وي تقليد نمي کردند. خود او با رد انتساب به حزب الله و اين که پدر معنوي اين جريان به حساب بيايد، گفته بود: " اغلب اين برادران مبارز و مومن در نمازهاي جمعه و جماعت که به امامت من تشکيل مي شود و يا در درس ها و سخنراني هاي من حاضر مي شوند که اين را تداعي مي کند که من سمت رهبري آنان را به عهده دارم."

 زندگي فلسفي

علامه فضل الله اگرچه تا زمان حيات امام خميني(ره)و پس از آن، در زمان آيت  الله گلپايگاني از انتشار رساله عمليه خودداري کرده بود، اما پس از اين که ديد نمي تواند با نظرات آيت الله اراکي کنار بيايد، اعلام مرجعيت مي کند. وي در اعلام مرجعيت خود احتمالا جانب بسياري از ملاحظات سياسي را نيز نگه مي داشت. چه اين که با وجود اعتقاد به اعلميت سيدمحمد روحاني به خاطر همراهي نکردنش با حکومت ايران هيچ گاه مروج او نشد.
نظريات فضل الله در چند حوزه قابل توجه است. زنان، اختلاف مذاهب و عزاداري هاي مذهبي از موضوعاتي هستند که وي داراي فتاوايي مناقشه برانگيز بود. مثلا وي اعتقاد داشت: "سينه زني سنتي مرسوم که باعث اذيت بدن مي شود اشکال دارد. قمه زني (هم) حرام است... زنجير زني را نيز حرام کرده ام."
او درباره زنان گفته بود: " معتقدم که زن در طول تاريخ مظلوم بوده است;با اينکه عقلش مثل مرد است و توانايي اش مثل توانايي مرد. ولي از صحنه معرفت و تجربه کنار گذاشته شده است و بازيچه و کنيز مرد در نظر گرفته شده است." به همين دليل وي حرف از استقلال بالغه رشيده در نکاح مي زد.
با اين حال مهم ترين مسئله اي که در فتاواي وي جنجال برانگيز شد، مساله شهادت يا وفات حضرت زهرا(س) بود. ظاهرا آن چه موجب اختلاف مي شود، نواري از وي بوده که در آن سند برخي احاديث را داراي مشکل مي داند.
تشکيک وي در شهادت حضرت زهرا(س)، موجي از محکوميت ها را به همراه آورد و آيت الله شيخ جواد تبريزي، مرجع فقيد و حديث شناس قم، با صدور بيانيه اي خواستار راهپيمايي در سالگرد رحلت حضرت زهرا(س) شد. از آن پس همه ساله اين آيين برگزار مي شود.
اينک آيات عظام وحيد خراساني و صافي گلپايگاني باني اين راهپيمايي آييني هستند. آيت الله فاضل لنکراني نيز در آن زمان که در قيد حيات بود، يک بار علي رغم بيماري در اين راهپيمايي شرکت نمود.
اين مناقشه سبب شد تا روند تثبيت مرجعيت علامه فضل الله در نيمه راه بماند و مقلدان او از لبنان فراتر نروند. آيت الله سيدمحمدحسين فضل الله در حالي درگذشت که کوله باري از تجارب سياسي و شماري از فتاواي مناقشه برانگيز فقهي را به همراه خود داشت.

 محور  وحدت

درباب علا مه فضل الله و اوضاع سياسي لبنان بايد گفت: صلح و گفتمان امروز اين کشور مرهون فعاليت ها و تلا ش هاي افرادي همچون وي، امام موسي صدر است. اگر تلا ش هاي وحدت محور علماي لبنان به ويژه فق هاي شيعه در يک سير تاريخي که علا مه فضل الله  و امام موسي صدر نبود امروز لبنان يا وجود نداشت يا شاهد درگيري هاي داخلي  بود. هشدارهاي مقام هاي مذهبي و سياسي مبتني بر احترام متقابل و حاکميت گفتمان آرامش بخش تاثير به سزايي در اجراي دموکراسي در عروس خاورميانه داشت.

منبع: روزنامه مردم سالاري شماره ۲۳۹۵

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني غزنوی در دوشنبه 1389/04/14 ساعت 8:18 |